تبليغاتX
يامور - مسؤوليت از ياد رفته
يامور باران است، نم‌نم آرام باران
ما آدمها چقدر از همنوعان خود غافليم و چه راحت و بي تفاوت از كنار هم مي ‌گذريم بي آنكه لحظه‌اي تامل كنيم بر كودك يا پيري كه گوشه خيابان نشسته و چشمانش را از شرم به زمين خيره كرده است.

خبر كوتاه بود و باروش سخت و غيرممكن؛

"جوان شهرستاني جوياي كار، پس از سه روز گرسنگي در پايتخت راهي بيمارستان شد"

آنقدر درگير دعواهاي سياسي و جنگ قدرت شده‌ايم كه درد ملت از ياد رفته است و از كنار فقر و بدبختي ديگري همانند يك موضوع عادي و متداول مي‌گذريم...

يك جوان ۱۸ ساله در گوشه‌اي از پايتخت از فرط گرسنگي در آستانه مرگ قرار مي گيرد و ما همچنان تيتر مي‌زنيم "عدالت" بر صدر سخنان آقاي رييس ...

يادمان باشد كه همه ما مسؤوليم در برابر يكديگر، مسئوليتي از ياد رفته و رنگ باخته...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:36  توسط يامور  |