|
يامور باران است، نمنم آرام باران
|
خبر كوتاه بود و باروش سخت و غيرممكن؛
"جوان شهرستاني جوياي كار، پس از سه روز گرسنگي در پايتخت راهي بيمارستان شد"
آنقدر درگير دعواهاي سياسي و جنگ قدرت شدهايم كه درد ملت از ياد رفته است و از كنار فقر و بدبختي ديگري همانند يك موضوع عادي و متداول ميگذريم...
يك جوان ۱۸ ساله در گوشهاي از پايتخت از فرط گرسنگي در آستانه مرگ قرار مي گيرد و ما همچنان تيتر ميزنيم "عدالت" بر صدر سخنان آقاي رييس ...
يادمان باشد كه همه ما مسؤوليم در برابر يكديگر، مسئوليتي از ياد رفته و رنگ باخته...