تبليغاتX
يامور - زن دوم
يامور باران است، نم‌نم آرام باران
امروز بعد از مدتها به سينما رفتم، زن دوم سيروس الوند

به اعتقادم، يك فيلم فارسي با پاياني زرد و قابل پيش‌بيني

زن دوم چنگي به دلم نزد. باز  هم همان داستانهاي هميشگي از حماقتهاي يك زن كه ما براي  دلخوشي فداكاري تعبيرش مي‌كنيم، اما در باطن برايش خون مي‌گرييم.

زني كه وفادار است و عليرغم ازدواج مجدد، حلقه‌ مردي را در دست دارد كه روزي از سر فداكاري تركش كرده تا او راحتتر زندگي كند و خود نيز از اين برزخ راحت شود حتي اگر پايانش جهنم باشد.

در دو زن آدمها از سر غرور به راحتي از يكديگر دل مي‌كنند و مي‌روند و جالبتر اينكه بازي روزگار، آنها را مجدد روبروي هم قرار مي‌دهد و اين‌بار از جبر يا ترحم، همه چيز را دوباره از نو شروع مي كنند و در  خاتمه نيز با تولد يك نوزاد و لبخندهاي تصنعي، تابلوي يك خانواده خوشبخت به نمايش گذاشته مي‌شود.

در طول فيلم تنها به يك جمله فكر مي‌كردم " آدم رفتني، رفتنيه و  اگر هم برگشت موندني نيست چون رفتن را تجربه كرده... 

و من اينو خوب درك مي‌كنم....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 21:18  توسط يامور  |