|
يامور باران است، نمنم آرام باران
|
در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم.
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است.
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيشبيني نميكرد.
و خاصيت عشق اين است.
در اين كوچههايي كه تاريك هستند
من از حاصل ضرب ترديد و كبريت ميترسم.
من از سطح سيماني قرن ميترسم.
بيا تا نترسم من از شهرهايي كه خاك سياشان چراگاه جرثقيل است
همیشه از این شعر سهراب احساس زندگي کردم و لذت بردم..
اين شعر برايم خاطره است، آن را دوست دارم...
به نظر من، قشنگي شعر، به همين احساسي است كه در آدم ايجاد ميكند، احساس زيبايي كه شايد رگههايي از تلخي هم داشته باشد، اما زيباست