|
يامور باران است، نمنم آرام باران
|
بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش ساكت روي يك سكو بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور ميشي احساس كني كه بهترين گقتگو عمرت رو داشتي.
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كار رو بكنه پس از اون انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا عشق آروم توي قلبش رشد كنه واگه اينطور نشد خوشحال باش كه توي قلب تو رشد كرده.
روشن ترين آينده روي گذشته فراموش شده شكل ميگيره
نميشه تا وقتي كه دردها و رنجها را دور نريختي توي زندگي پيش بري .
وقتي بدنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه ميخنديدن، سعي كن جوري زندگي كني كه وقتي رفتي تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن
ننجون خدا بيامرز هميشه شب چهارشنبه آخر سال كه ميشد به رسم ديرينه خود، تخممرغها را به تعداد نوههايش، با پوست پياز رنگ ميكرد و با كلي سكههاي طلايي "مبارك باد" وسط آجيلهاي چهارشنبه سوري ميگذاشت و ميآورد ميگذاشت روي كرسي كنار شمع و سيب و انار و آيينه و قرآن و حافظ...
چه شبهاي خوبي بود آن شبها، همه دور هم جمع بوديم و بزرگترها از خاطرات گذشته، قاشق زني و فال گوش وايستادنها مي گفتند و آخر سر هم وسط حياط ننجون آتشي روشن ميكردند و براي اينكه طي سال مريض نشيم از آتيش ميپريديم و ميگفتيم " سرخي من از تو - زردي تو از من"...
يادش بخير
چهارشنبه سوري بر همه مبارك
بعضا انسان تنها نظارهگر ميشود
زمان ميگذرد
دقايق در اين ماراتن نفسگير
براي پشتسر گذاشتن يكديگر پا بر ديگري ميگذارند
بهار، تابستان، زرد و سرخهاي خزان و سفيدي زمستان ...
حرفهاي ما هنوز نا تمام
تا نگاه ميكني وقت رفتن است
پيش از آنكه با خبر شوي
لحظه عزيمت تو ناگزير ميشود ...
هر تصميمي كه بخوام درباره اش ميگيرم، حتي اگه باب ميل ديگرون نباشه
نميدونم چرا ۹۰ درصد مردم يا حتي بيشتر، به خاطر ديگران زندگي ميكنند
به خاطر حرف مردم از خود ميگذرند و بر آرزوهايشان چشم ميپوشند
غافل از اينكه لحظات را از دست ميدهند ، ديگر نميتوانند آن لحظه را زندگي كنند و در آخر تنها حسرت برايشان ميماند و ايكاش گفتن...